نه به دولت نظري خواهم داشت
نه به دولت نظري خواهم داشت شاعر : خاقاني نه ز سلوت اثري خواهم داشت نه به دولت نظري خواهم داشت پس پيشين خبري خواهم...
Wednesday, March 23, 2011
طبع کافي که عسکر هنر است
طبع کافي که عسکر هنر است شاعر : خاقاني چون ني عسکري همه شکر است طبع کافي که عسکر هنر است از شکرهاي لفظ او اثر...
Wednesday, March 23, 2011
رستم و بهرام را بهم چه مصاف است
رستم و بهرام را بهم چه مصاف است شاعر : خاقاني اين دو خلف را بهم چه خشم و خلاف است رستم و بهرام را بهم چه مصاف است...
Wednesday, March 23, 2011
تا به چپ کردي حساب اين فضيلت‌هاي راست
تا به چپ کردي حساب اين فضيلت‌هاي راست شاعر : خاقاني مقتداي نظم و نثرم چون قلم گيرم به دست تا به چپ کردي حساب اين...
Wednesday, March 23, 2011
شب روان چو رخ صبح آينه سيما بينند
شب روان چو رخ صبح آينه سيما بينند شاعر : خاقاني کعبه را چهره در آن آينه پيدا بينند شب روان چو رخ صبح آينه سيما بينند...
Wednesday, March 23, 2011
شب روان در صبح صادق کعبه‌ي جان ديده‌اند
شب روان در صبح صادق کعبه‌ي جان ديده‌اند شاعر : خاقاني صبح را چون محرمان کعبه عريان ديده‌اند شب روان در صبح صادق...
Wednesday, March 23, 2011
تا خيال کعبه نقش ديده‌ي جان ديده‌اند
تا خيال کعبه نقش ديده‌ي جان ديده‌اند شاعر : خاقاني ديده را از شوق کعبه زمزم افشان ديده‌اند تا خيال کعبه نقش ديده‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
عرضگاه دشت موقف عرض جنات است از آنک
عرضگاه دشت موقف عرض جنات است از آنک شاعر : خاقاني مصنع او کوثر و سقاش رضوان ديده‌اند عرضگاه دشت موقف عرض جنات است...
Wednesday, March 23, 2011
مقصد اينجاست نداي طلب اينجا شنوند
مقصد اينجاست نداي طلب اينجا شنوند شاعر : خاقاني بختيان را ز جرس صبح‌دم آوا شنوند مقصد اينجاست نداي طلب اينجا شنوند...
Wednesday, March 23, 2011
الصبوح اي دل که جان خواهم فشاند
الصبوح اي دل که جان خواهم فشاند شاعر : خاقاني دست هستي بر جهان خواهم فشاند الصبوح اي دل که جان خواهم فشاند دانه‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
غصه بر هر دلي که کار کند
غصه بر هر دلي که کار کند شاعر : خاقاني آب چشم آتشين نثار کند غصه بر هر دلي که کار کند سايه‌ي او از او کنار کند...
Wednesday, March 23, 2011
به فلک تخته در ندوخته‌اند
به فلک تخته در ندوخته‌اند شاعر : خاقاني چشم خورشيد بر ندوخته‌اند به فلک تخته در ندوخته‌اند شمس را بر قمر ندوخته‌اند...
Wednesday, March 23, 2011
از عقد انجمش گهر افشان تازه کرد
از عقد انجمش گهر افشان تازه کرد شاعر : خاقاني مانا که بهر تاختن مرکبان عقل از عقد انجمش گهر افشان تازه کرد يا...
Wednesday, March 23, 2011
مشتي خسيس ريزه که اهل سخن نيند
مشتي خسيس ريزه که اهل سخن نيند شاعر : خاقاني با من قران کنند وقرينان من نيند مشتي خسيس ريزه که اهل سخن نيند انجم...
Wednesday, March 23, 2011
صبح خيزان کاستين بر آسمان افشانده‌اند
صبح خيزان کاستين بر آسمان افشانده‌اند شاعر : خاقاني پاي کوبان دست همت بر جهان افشانده‌اند صبح خيزان کاستين بر آسمان...
Wednesday, March 23, 2011
گوئيي کز عشق او يک شهر جان افشانده‌اند
گوئيي کز عشق او يک شهر جان افشانده‌اند شاعر : خاقاني زر و سر بر عشوه‌ي آن عشوه‌دان افشانده‌اند گوئيي کز عشق او يک...
Wednesday, March 23, 2011
تا غبار از چتر شاه اختران افشانده‌اند
تا غبار از چتر شاه اختران افشانده‌اند شاعر : خاقاني فرش سلطانيش در برتر مکان افشانده‌اند تا غبار از چتر شاه اختران...
Wednesday, March 23, 2011
صبح خيزان کز دو عالم خلوتي برساختند
صبح خيزان کز دو عالم خلوتي برساختند شاعر : خاقاني مجلسي بر ياد عيد از خلد خوش تر ساختند صبح خيزان کز دو عالم خلوتي...
Wednesday, March 23, 2011
دوش چون خورشيد را مصروع خاور ساختند
دوش چون خورشيد را مصروع خاور ساختند شاعر : خاقاني ماه نورا چون حمايل چفته پيکر ساختند دوش چون خورشيد را مصروع خاور...
Wednesday, March 23, 2011
طره مفشان کز هلالت عيد جان برساختند
طره مفشان کز هلالت عيد جان برساختند شاعر : خاقاني طيره منشين کز جمالت عيد لشکر ساختند طره مفشان کز هلالت عيد جان...
Wednesday, March 23, 2011