مدد کن
یا ابوالفضل! مدد کن غزلی ساز شود شعر من با نفس گرم تو آغاز شود تاکه دل پنجره‌ای روبه خدا بگشاید دل در سال جنون، لایق پرواز شود
Saturday, December 24, 2016
محراب سبز
گل نیست، لاله نیست، بهار است روی تور می‌جوشد از زمین و زمان آبروی تو دل با عبور قافله‌ی زخم و تشنگی نوشیده آفتاب و عطش از سبوی تو
Saturday, December 24, 2016
نمونه‌ي كامل يك رنجبر
شعر «كارِ شب‌پاي» نيما در سال 1325/ 1946 سروده شده است. اخوان تجدد ادبي در سنّت شعري ايران را با نگرشي شبيه به ديدگاه طبري و كسرايي مي‌نگرد،...
Friday, December 23, 2016
اميد پليد نيما
يكي از نخستين نمونه‌هاي قابل توجه رويكرد تفسيري تازه را در مقدمه‌ي منتقدي نه چندان معروف بر شعر نه چندان مشهور نيما به نام «اميد پليد» مي‌توان...
Friday, December 23, 2016
مرغ اسطوره‌اي
«مرغ آمين» يكي از مشهورترين شعرهاي نيما است. اين شعر در سال 1330/1952 سروده شده است. در اين شعر پرنده‌اي به وصف درآمده است كه نه به عنوان موجودي...
Friday, December 23, 2016
نيما يوشيج: نظريه‌پرداز شعر
در سرتاسر تاريخ شعر فارسي هيچ شخصيتي به اندازه‌ي نيما آثار خودش را با ملاحظات نظري، شرح‌ها، توضيح‌ها و تفسيرهاي گوناگون همراه نكرده است. او از...
Friday, December 23, 2016
تصرف در جولاي خدا سروده‌ي پروين اعتصامي
پروين اعتصامي (1320-1285/ 1941-1907)، نخستين شاعر بزرگ زن در ايران عصر جديد، معمولاً هنرمندي به حساب مي‌‌آيد كه با منظوم كردن فابل‌ها، مَثَل‌ها،...
Friday, December 23, 2016
سه تابلوي ميرزاده عشقي
براي عموم خوانندگان شعر فارسي عصر مشروطه نوع تازه‌اي از شعر نخستين بار در آثار محمدرضا ميرزاده‌ي عشقي (1303- 1272/ 1924- 1893) به وضوح پديدار...
Friday, December 23, 2016
قلب مادر، سروده‌ي ايرج ميرزا
«قلب مادر» كه چند سال پس از «رنج و گنج» بهار، توسط دوست شاعر او، ايرج ميرزا (1304-1252/ 1926-1873) سروده شده، از راه كتاب‌هاي درسي به ذهن و ضمير...
Friday, December 23, 2016
مثل خورشید شعله‌ور شده‌ای
داری از خیمه می‌زنی بیرون، مثل خورشید شعله‌ور شده‌ای من تو را درک می‌کنم بانو! داغدار یکی دگر شده‌ای بی خودی سیل اشک‌هایت را می‌کنی زیر برقع‌ات...
Friday, December 23, 2016
ماه ناگزیر
آغوش می‌گشاید و لبخند می‌شود مأمور سرسپاری فرزند می‌شود می‌گوید از کسان حرم که کم نیستی می‌گوید این سپاه توانمند می‌شود وقتی تو بر براده‌ی خون...
Friday, December 23, 2016
مانده‌ای تا برود عشق به اوج ملکوت
مانده‌ای تا بکشی بار مصیبت‌ها را تا که آتش زنی از داغ، دل دریا را مانده‌ای تا برود عشق به اوج ملکوت تا نگیرد نگه آینه را زنگ سکوت
Friday, December 23, 2016
لحظه‌ی باران
دیگر غروب ، قصه به پایان رسیده بود آرامش نخست به طوفان رسیده بود «خون می گذشت از سر ایوان کربلا»
Friday, December 23, 2016
لب تشنگان خیمه خورشید
شوری به اشک می‌دهد آوای یاحسین(ع) امشب شب دعا، شب پرواز تا حسین(ع) امشب که میهمان گل و نور می‌کند لب تشنگان خیمه خورشید را حسین(ع)
Friday, December 23, 2016
لای لای مادری در باد
و پیچید و گذشت از آسمان‌ها اختری در باد رها شد هق هق گهواره بی اصغری در باد و در بغض غریب شانه‌های آسمان می‌ریخت صدای لای لای دلنشین مادری در...
Friday, December 23, 2016
گنجشک‌های هراسان
مردم! دلم را ندیدید دیروز این دور و برها؟گم کرده‌ام قلب خود را انگار ای هم‌سفرها دیروز دیدم که قلبم این دور و بر می‌خرامید امروز اما ندیدم او...
Friday, December 23, 2016
گلوی معطر در باد
ستاره می‌شود و می‌وزد سری در باد چنان‌که، پیکر در خون شناوری در باد نوای رودکی و سوز چنگ می‌آید به مویه‌های غم انگیز دیگری در باد
Friday, December 23, 2016
گلوگاه
باز در آوار تن نخل‌ها شمر به آغوش گلو رفته بود! کوفه به تنهایی خود می‌گریست نیزه به خورشید فرورفته بود
Friday, December 23, 2016
گل‌های سرخ
کاش می‌‌گشتم فدای دست تو تا نمی‌دیدم عزای دست تو خیمه‌های ظهر عاشورا ، هنوز تکیه دارد بر عصای دست تو
Friday, December 23, 2016
گلستان پیمبر
می‌تپد در نبض خورشید اضطراب می‌خروشد العطش از نای آب باد می‌تازد خروشان رعدگون می‌برد صحرا به صحرا بوی خون
Friday, December 23, 2016