مسیر جاری :
تنبل
روزی بود، روزگاری بود. یه بابای تنبلی بود كه پسر لاغر و ضعیفی داشت به اسم لطیف. زن تنبل كه از دست شوهرش عاجز شده بود، روزی به زن همسایه گفت:...
Thursday, November 17, 2016
تنبلو
یكی بود، یكی نبود. جز خدا هیچ كی نبود. پیره زنی بود كه پسر خیلی تنبلی داشت. یك روز پیره زن با اصرار پسره را فرستاد به قنات خانه تا دست و رویش...
Thursday, November 17, 2016
تنبل احمد
در زمانهای قدیم مرد تنبلی بود به اسم احمد. این بابا از آفتاب میترسید. آن قدر از خانه بیرون نیامده بود كه مردم اسمش را گذاشته بودند آفتاب ترس....
Thursday, November 17, 2016
رد پای ادیپ در بوف کور
بوف کور صادق هدایت از عقدهی ادیپی بینصیب نمانده است. آقای محمدعلی همایون کاتوزیان در نقد چنین نظری مینویسد: «ادعای اینکه هدایت یا گویندهها...
Thursday, November 17, 2016
تقدیر را كه نمیشود عوض كرد
روزی بود، روزگاری بود. تاجری بود و این بابا گذارش به شهری افتاد و بار قافلهاش را به زمین گذاشت و نزدیك شهر اتراق كرد. شب كه شد تاجر دید كه یك...
Wednesday, November 16, 2016
سیمرغی كه میخواست تقدیر را عوض كند
روزی بود، روزگاری بود. سیمرغی بود و تو آسمان پرواز میكرد و برای خودش از این طرف به آن طرف میرفت، كه یكهو وسط چمن زاری قصری دید كه تا آن روز...
Wednesday, November 16, 2016
چوپانی كه خوابش را فروخت
در زمانهای قدیم چوپانی بود و روزی از روزها این بابا خسته از كار روزانه، سر ظهر خوابش برد. ساعتی خوابید و بعد بلند شد و به رفقایش گفت: «خوابی...
Wednesday, November 16, 2016
تاجری كه همراه زنش به خاك سپردنش
روزی بود، روزگاری بود. مرد حمالی بود و یك روز داشت بار میبرد كه رسید به باغی. بارش را زمین گذاشت و گفت: «خدایا! من بندهی توام، صاحب فلان فلان...
Wednesday, November 16, 2016
تاجری كه اقبالش برگشت و دوباره به او رو كرد
در زمانهای قدیم تاجری بود و زنی داشت. روزی زنش میخواست نمك بكوبد، همین كه دستهی هاون را رو نمكها كوبید، ته هاون گردتا گرد از جا درآمد. شب...
Wednesday, November 16, 2016
پیرمرد خاركن
یكی بود، یكی نبود. پیرمردی بود كه میرفت بیابان خار میكند و میفروخت و با چندرغازی كه درمیآورد، روزگار میگذراند. روزی مشغول كندن خار بود كه...
Wednesday, November 16, 2016
پسر و غول بیابانی
در زمانهای بسیار قدیم پسری بود كه با پدر و مادرش زندگی میكرد. روزی پدره به پسره گفت: «تو دیگر داری بزرگ میشوی، باید بروی و برای آیندهات كاری...
Wednesday, November 16, 2016
پرندهی طلایی
روزی بود، روزگاری بود. پیرمرد و پیرزن فقیری بودند كه تو آسیاب خرابهای زندگی میكردند. سالهای سال بود كه پیرمرد پرنده میگرفت و میبرد به بازار...
Wednesday, November 16, 2016
پسر پادشاه و پیرزن
در زمانهای قدیم مردی بود كه یك پسر داشت و یك دختر. زن این باباهه هم مرده بود. روزها پسر و دختر به مكتب میرفتند. اما ملاباجی مكتب زن نیرنگ باز...
Wednesday, November 16, 2016
پرندهی سفید
یكی بود، یكی نبود. پادشاهی بود كه زنش بچهدار نمیشد. یعنی حامله میشد، اما بچهها به دنیا نیامده میمردند. دوا و درمان و جادو و جنبل هم هیچ...
Wednesday, November 16, 2016
پرندهی آبی
یكی بود، یكی نبود. در زمانهای قدیم پادشاهی بود كه هرچه زن میگرفت، بچهدار نمیشد. روزی درویشی به قصر این پادشاه آمد و سیبی به او داد و گفت:...
Wednesday, November 16, 2016
پادشاه و وزیر
روزی بود، روزگاری بود. در زمانهای قدیم پیرزن فقیری بود كه با پسرش زندگی میكرد. روزی پسره به مادرش گفت: «برو دختر پادشاه را برای من خواستگاری...
Wednesday, November 16, 2016
مرغ توفان
روزی بود، روزگاری بود. مردی بود به اسم یوسف كه از اول جوانیاش عاشق و شیفتهی پول بود و خیلی طول نكشید كه پول و پلهی درست و حسابی به هم زد....
Wednesday, November 16, 2016
پسرِ با كلّه
یكی بود، یكی نبود. غیر از خدا هیچ كی نبود. در زمانهای قدیم، جوانی بود كه با پدر و مادر پیرش در شهر دور افتادهای، زندگی و كشت و كار میكردند...
Wednesday, November 16, 2016
به دنبال فلك
روزی بود، روزگاری بود. یه بابای فقیری بود كه آه در بساط نداشت و به هر دری كه میزد، كار و بارش رو به راه نمیشد. شبی تا صبح از غصه خوابش نبرد....
Wednesday, November 16, 2016
بلال آقا
یكی بود، یكی نبود. در زمانهای قدیم پادشاهی بود كه اجاقش كور بود و صاحب فرزند نمیشد و این بابا از این بابت خیلی ناراحت بود. روزی از شدت غصه،...
Wednesday, November 16, 2016
گروه بندی
برگزیده ها
Latest مقالات
« وَ إِنْ یَکادُ»؛ نگاهی جامع به چشمزخم در قرآن، روایات و فلسفه
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور سوریه؛ تحلیل کنشگران و ساختار مدیریتی آنها
وضعیت کمکهای بشردوستانه و خیریه در کشور سوریه؛ از بحران انسانی تا نگینهای زیارتی
فقه و حقوق وقف؛ از ارکان و شروط بنیادین تا تحلیل قوانین وقف و امور خیریه در سوریه
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در عراق؛ از ساختار دیوانهای سهگانه تا استقلال مالی عتبات
زندان از نگاه قرآن و اهلبیت (ع)؛ تأملی در کارکردهای تربیتی و اجتماعی
روند توسعه وقف و امور خیریه در عراق؛ از تمدنهای کهن و سنت نبوی تا عصر حاضر
بررسی مفهوم وقف و امور خیریه در عراق؛ از دیوانهای اوقاف تا عقد حکر و بهرهوری اقتصادی
چگونه استفاده از هوش مصنوعی را به واقفان و متولیان آموزش دهیم؟
مدیریت زیرآبزنی و غیبت در محیطهای کاری؛ چگونه آلوده نشویم؟
Most Visited In Week
پرواز از برج معني (سماع) (1)
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
فال حافظ
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
ندبهى انتظار
بزن بابا، بزن بابا، چه خوب خوب میزنی بابا
پیش شماره شهر های استان گیلان
ایجاد یک طبقه فرهنگی متوسط