درج لعلت دلگشاي مردم است
درج لعلت دلگشاي مردم است شاعر : عطار عکس ماهت رهنماي انجم است درج لعلت دلگشاي مردم است راستي نه مردمي نه مردم...
Saturday, March 26, 2011
خاصيت عشقت که برون از دو جهان است
خاصيت عشقت که برون از دو جهان است شاعر : عطار آن است که هرچيز که گويند نه آن است خاصيت عشقت که برون از دو جهان است...
Saturday, March 26, 2011
هر شور وشري که در جهان است
هر شور وشري که در جهان است شاعر : عطار زان غمزه‌ي مست دلستان است هر شور وشري که در جهان است جان چيست مگو چه جاي...
Saturday, March 26, 2011
تا چشم برندوزي از هرچه در جهان است
تا چشم برندوزي از هرچه در جهان است شاعر : عطار در چشم دل نيايد چيزي که مغز جان است تا چشم برندوزي از هرچه در جهان...
Saturday, March 26, 2011
عشق تو قلاوز جهان است
عشق تو قلاوز جهان است شاعر : عطار سوداي تو رهنماي جان است عشق تو قلاوز جهان است درد تو دريچه‌ي عيان است وصل...
Saturday, March 26, 2011
تا عشق تودر ميان جان است
تا عشق تودر ميان جان است شاعر : عطار جان بر همه چيز کامران است تا عشق تودر ميان جان است کس قيمت عشق تو ندانست...
Saturday, March 26, 2011
جهاني جان چو پروانه از آن است
جهاني جان چو پروانه از آن است شاعر : عطار که آن ترسا بچه شمع جهان است جهاني جان چو پروانه از آن است مرا زنار...
Saturday, March 26, 2011
همه عالم خروش و جوش از آن است
همه عالم خروش و جوش از آن است شاعر : عطار که معشوقي چنين پيدا، نهان است همه عالم خروش و جوش از آن است ز هر يک...
Saturday, March 26, 2011
رهي کان ره نهان اندر نهان است
رهي کان ره نهان اندر نهان است شاعر : عطار چو پيدا شد عيان اندر عيان است رهي کان ره نهان اندر نهان است که اين...
Saturday, March 26, 2011
چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است شاعر : عطار دل بر خط حکمش چو قلم بسته ميان است چون دلبر من سبز خط و پسته دهان...
Saturday, March 26, 2011
کم شدن در کم شدن دين من است
کم شدن در کم شدن دين من است شاعر : عطار نيستي در هستي آيين من است کم شدن در کم شدن دين من است شرح حالم اشک خونين...
Saturday, March 26, 2011
عشق تو ز اختيار بيرون است
عشق تو ز اختيار بيرون است شاعر : عطار وصل تو ز انتظار بيرون است عشق تو ز اختيار بيرون است چون کار تو از قرار...
Saturday, March 26, 2011
عشق جمال جانان درياي آتشين است
عشق جمال جانان درياي آتشين است شاعر : عطار گر عاشقي بسوزي زيرا که راه اين است عشق جمال جانان درياي آتشين است ...
Saturday, March 26, 2011
خوب رويي شگرف گفتاري
خوب رويي شگرف گفتاري شاعر : عطار که به صورت فرشته آيين است خوب رويي شگرف گفتاري طره‌اش مشک عنبرآگين است آن...
Saturday, March 26, 2011
بت ترساي من مست شبانه است
بت ترساي من مست شبانه است شاعر : عطار چه شور است اين کزان بت در زمانه است بت ترساي من مست شبانه است ز هر موييش...
Saturday, March 26, 2011
هر که درين ديرخانه مرد يگانه است
هر که درين ديرخانه مرد يگانه است شاعر : عطار تا به دم صور مست درد مغانه است هر که درين ديرخانه مرد يگانه است ...
Saturday, March 26, 2011
اي به وصفت گمشده هرجان که هست
اي به وصفت گمشده هرجان که هست شاعر : عطار جان تنها نه خرد چندان که هست اي به وصفت گمشده هرجان که هست تا ابد فارغ...
Saturday, March 26, 2011
خراباتي است پر رندان سرمست
خراباتي است پر رندان سرمست شاعر : عطار ز سر مستي همه نه نيست و نه هست خراباتي است پر رندان سرمست برآورده همه...
Saturday, March 26, 2011
از ناز برکشيده کله گوشه‌ي بلي
از ناز برکشيده کله گوشه‌ي بلي شاعر : عطار در گوش کرده حلقه معشوقه‌ي الست از ناز برکشيده کله گوشه‌ي بلي گاهي ز...
Saturday, March 26, 2011
بي تو از صد شاديم يک غم به است
بي تو از صد شاديم يک غم به است شاعر : عطار با تو يک زخمم ز صد مرهم به است بي تو از صد شاديم يک غم به است چون...
Saturday, March 26, 2011