The current route :
«ایمان زنده: درسهای اخلاقی از امام حسن عسکری علیهالسّلام»
قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا - فصل 1؛ ماده 3: «مفاهیم»
هتلهای محبوب ایرانیها در آنتالیا کدامند؟
ردپای رفتاری یک جاسوس یا عامل
تروریسم به روایت حقیقت؛ ایستادگی ایران در برابر سیاستهای دوگانه غرب
برای شکایت علیه پزشک به کجا باید مراجعه کرد و چه کرد؟
مسئولیت حقوقی آسیب به خودرو در پارکینگ عمومی
رونمایی از نسخه بدون سانسور زندگی: اعترافات ما در دادگاه قیامت
کدام مسیرهای قطار رجا بیشترین مسافر را دارند؟
هجرت قرآنی: راهنمای اخلاق و عمل در دنیای امروز
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
متن کامل سوره یس با خط درشت + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
اقدامات مهم و اورژانسی پس از چنگ زدن گربه
پیش شماره شهر های استان گیلان
نماز قضا را چگونه بخوانیم؟
بهترین دعاها برای ختم به خیر شدن معامله کداماند؟
دعای طلب رزق و روزی امام جواد(ع)
اهل سنت چگونه نماز می خوانند؟
نحوه خواندن نماز والدین

داستان موش و گربه
در زمانهای بسیار قدیم در یکی از جنگلهای بزرگ، موشی (mouse) زندگی میکرد که بسیار دانا و باهوش بود. این موش در مواقع ضروری با آگاهی و دانایی بسیار مشکلاتش را رفع میکرد و اگر دیگران نیز مشکلی داشتند به...

پیدایش جهان
روزی در یکی از ویترین های موزه ی مردم شناسی یکی از آثار دوستم تزونتل را دیدم که توضیحات زیر را بر کتیبه ای نوشته و بر آن آویخته بودند:

ماهی کوچک دریاچه
ماهی کوچکی بود بسیار حیله گر و هوشیار. درباره ی ماهیان کوچک حیله گر و مکار داستان های بسیاری گفته اند. این داستان را دوست من دون سیلوریو حکایت کرده است.

شکارافکن بی باک
دون انریک ، جز ونادو هیچ شکاری را بهتر از مرغابی وحشی دریاچه پاتزکوارو نمی داند و ونادو گوزن کوچکی است که پشمی زرین به رنگ برگ درختان پاییزی دارد.

مرگ زاپاتا
چندی پس از رسیدن به مکزیک برای یک دیدار تشریفاتی به دیدن وزیر فرهنگ رفته بودم. در یکی از سرسراهای طبقه ی دوم وزارت فرهنگ که با نقاشی های دیواری زیبای نقاش نام دار مکزیکی دیگوریورا تزئین شده است، به تماشا...

کوکاراشا
یکی بود، یکی نبود، کوکاراشایی بود که؛... باید درین جا اندکی مکث کنم و بگویم که کوکاراشا چیست. کوکاراشا سوسک مکزیکی است، سوسک بزرگی است به درازی یک انگشت. کوکاراشا اشتهای تمساح، چالاکی مار و دقت هوش یاری...

سلاح سری
- دونا خزوزا حتی یک نقل هم برایم نمانده است. لعنتی ها همه ی آنها را از من گرفتند. - پولش را دادند؟ - البته دوناخزوزا، پولش را دادند، آن هم با دلار نقره؛ مگر می توانستند پولش را ندهند.

گنج اوریزابا
در داستان ها و سرگذشت های وراکروزی همیشه پای بنژول به میان می آید. از قضا در این داستان پای پنج بنژول در میان است زیرا در برابر هر یک از ما بنژولی نهاده شده بود. در گوشه ای از کافه ی آرکوایریس

پیپیلا
- چه شده است که کشیش صبح به این زودی زنگ های کلیسا را به صدا درآورده است؟ - دون فرمن ، نمی دانم؛ هوا تازه روشن می شود.

میگل ابله
مدت ها پیش در دهکده ی کوچک گوئره رو دو برادر زندگی می کردند که ثروتی از پدر و مادر به ارث نبرده بودند. یکی از آنان خوان نام داشت که هر چه هوش و زیبایی و نیرو در خانواده شان بود به ارث به او رسیده بود....