آن نه عشقست که از دل به دهان مي‌آيد
آن نه عشقست که از دل به دهان مي‌آيد شاعر : سعدي وان نه عاشق که ز معشوق به جان مي‌آيد آن نه عشقست که از دل به دهان...
Wednesday, March 23, 2011
تو را سريست که با ما فرو نمي‌آيد
تو را سريست که با ما فرو نمي‌آيد شاعر : سعدي مرا دلي که صبوري از او نمي‌آيد تو را سريست که با ما فرو نمي‌آيد ...
Wednesday, March 23, 2011
آنک از جنت فردوس يکي مي‌آيد
آنک از جنت فردوس يکي مي‌آيد شاعر : سعدي اختري مي‌گذرد يا ملکي مي‌آيد آنک از جنت فردوس يکي مي‌آيد بر دل ريش عزيزان...
Wednesday, March 23, 2011
شيرين دهان آن بت عيار بنگريد
شيرين دهان آن بت عيار بنگريد شاعر : سعدي در در ميان لعل شکربار بنگريد شيرين دهان آن بت عيار بنگريد پرنرگس و بنفشه...
Wednesday, March 23, 2011
آفتابست آن پري رخ يا ملايک يا بشر
آفتابست آن پري رخ يا ملايک يا بشر شاعر : سعدي قامتست آن يا قيامت يا الف يا نيشکر آفتابست آن پري رخ يا ملايک يا بشر...
Wednesday, March 23, 2011
آمد گه آن که بوي گلزار
آمد گه آن که بوي گلزار شاعر : سعدي منسوخ کند گلاب عطار آمد گه آن که بوي گلزار بيداري بلبلان اسحار خواب از...
Wednesday, March 23, 2011
خفتن عاشق يکيست بر سر ديبا و خار
خفتن عاشق يکيست بر سر ديبا و خار شاعر : سعدي چون نتواند کشيد دست در آغوش يار خفتن عاشق يکيست بر سر ديبا و خار ...
Wednesday, March 23, 2011
دولت جان پرورست صحبت آموزگار
دولت جان پرورست صحبت آموزگار شاعر : سعدي خلوت بي مدعي سفره بي انتظار دولت جان پرورست صحبت آموزگار صبح دوم بايدت...
Wednesday, March 23, 2011
زنده کدامست بر هوشيار
زنده کدامست بر هوشيار شاعر : سعدي آن که بميرد به سر کوي يار زنده کدامست بر هوشيار پند خردمند نيايد به کار ...
Wednesday, March 23, 2011
شرطست جفا کشيدن از يار
شرطست جفا کشيدن از يار شاعر : سعدي خمرست و خمار و گلبن و خار شرطست جفا کشيدن از يار شيرين بود از لب شکربار ...
Wednesday, March 23, 2011
اي صبر پاي دار که پيمان شکست يار
اي صبر پاي دار که پيمان شکست يار شاعر : سعدي کارم ز دست رفت و نيامد به دست يار اي صبر پاي دار که پيمان شکست يار...
Wednesday, March 23, 2011
يار آن بود که صبر کند بر جفاي يار
يار آن بود که صبر کند بر جفاي يار شاعر : سعدي ترک رضاي خويش کند در رضاي يار يار آن بود که صبر کند بر جفاي يار ...
Wednesday, March 23, 2011
هر شب انديشه ديگر کنم و راي دگر
هر شب انديشه ديگر کنم و راي دگر شاعر : سعدي که من از دست تو فردا بروم جاي دگر هر شب انديشه ديگر کنم و راي دگر ...
Wednesday, March 23, 2011
به فلک مي‌رسد از روي چو خورشيد تو نور
به فلک مي‌رسد از روي چو خورشيد تو نور شاعر : سعدي قل هو الله احد چشم بد از روي تو دور به فلک مي‌رسد از روي چو خورشيد...
Wednesday, March 23, 2011
پروانه نمي‌شکيبد از دور
پروانه نمي‌شکيبد از دور شاعر : سعدي ور قصد کند بسوزدش نور پروانه نمي‌شکيبد از دور صاحب نظران به عشق منظور ...
Wednesday, March 23, 2011
آن کيست که مي‌رود به نخجير
آن کيست که مي‌رود به نخجير شاعر : سعدي پاي دل دوستان به زنجير آن کيست که مي‌رود به نخجير همسايه لعبتان کشمير...
Wednesday, March 23, 2011
از همه باشد به حقيقت گزير
از همه باشد به حقيقت گزير شاعر : سعدي وز تو نباشد که نداري نظير از همه باشد به حقيقت گزير دعوت منعم نبود بي فقير...
Wednesday, March 23, 2011
اي پسر دلربا وي قمر دلپذير
اي پسر دلربا وي قمر دلپذير شاعر : سعدي از همه باشد گريز وز تو نباشد گزير اي پسر دلربا وي قمر دلپذير جاي تصور...
Wednesday, March 23, 2011
دل برگرفتي از برم اي دوست دست گير
دل برگرفتي از برم اي دوست دست گير شاعر : سعدي کز دست مي‌رود سرم اي دوست دست گير دل برگرفتي از برم اي دوست دست گير...
Wednesday, March 23, 2011
فتنه‌ام بر زلف و بالاي تو اي بدر منير
فتنه‌ام بر زلف و بالاي تو اي بدر منير شاعر : سعدي قامتست آن يا قيامت عنبرست آن يا عبير فتنه‌ام بر زلف و بالاي تو...
Wednesday, March 23, 2011