خوشست درد که باشد اميد درمانش
خوشست درد که باشد اميد درمانش شاعر : سعدي دراز نيست بيابان که هست پايانش خوشست درد که باشد اميد درمانش که جان...
Wednesday, March 23, 2011
زينهار از دهان خندانش
زينهار از دهان خندانش شاعر : سعدي و آتش لعل و آب دندانش زينهار از دهان خندانش شهد بودست شير پستانش مگر آن...
Wednesday, March 23, 2011
هر که هست التفات بر جانش
هر که هست التفات بر جانش شاعر : سعدي گو مزن لاف مهر جانانش هر که هست التفات بر جانش از که جويم دوا و درمانش ...
Wednesday, March 23, 2011
هر که سوداي تو دارد چه غم از هر که جهانش
هر که سوداي تو دارد چه غم از هر که جهانش شاعر : سعدي نگران تو چه انديشه و بيم از دگرانش هر که سوداي تو دارد چه غم...
Wednesday, March 23, 2011
خطا کردي به قول دشمنان گوش
خطا کردي به قول دشمنان گوش شاعر : سعدي که عهد دوستان کردي فراموش خطا کردي به قول دشمنان گوش دگربارش که بنمودي...
Wednesday, March 23, 2011
قيامت باشد آن قامت در آغوش
قيامت باشد آن قامت در آغوش شاعر : سعدي شراب سلسبيل از چشمه نوش قيامت باشد آن قامت در آغوش غلام خويش کرد و حلقه...
Wednesday, March 23, 2011
يکي را دست حسرت بر بناگوش
يکي را دست حسرت بر بناگوش شاعر : سعدي يکي با آن که مي‌خواهد در آغوش يکي را دست حسرت بر بناگوش که تنها مانده چون...
Wednesday, March 23, 2011
رفتي و نمي‌شوي فراموش
رفتي و نمي‌شوي فراموش شاعر : سعدي مي‌آيي و مي‌روم من از هوش رفتي و نمي‌شوي فراموش پيوسته کشيده تا بناگوش سحرست...
Wednesday, March 23, 2011
گر يکي از عشق برآرد خروش
گر يکي از عشق برآرد خروش شاعر : سعدي بر سر آتش نه غريبست جوش گر يکي از عشق برآرد خروش دامن عفوش به گنه بربپوش...
Wednesday, March 23, 2011
دلي که ديد که غايب شدست از اين درويش
دلي که ديد که غايب شدست از اين درويش شاعر : سعدي گرفته از سر مستي و عاشقي سر خويش دلي که ديد که غايب شدست از اين...
Wednesday, March 23, 2011
گردن افراشته‌ام بر فلک از طالع خويش
گردن افراشته‌ام بر فلک از طالع خويش شاعر : سعدي کاين منم با تو گرفته ره صحرا در پيش گردن افراشته‌ام بر فلک از طالع...
Wednesday, March 23, 2011
هر کسي را هوسي در سر و کاري در پيش
هر کسي را هوسي در سر و کاري در پيش شاعر : سعدي من بي‌کار گرفتار هواي دل خويش هر کسي را هوسي در سر و کاري در پيش...
Wednesday, March 23, 2011
گرم قبول کني ور براني از بر خويش
گرم قبول کني ور براني از بر خويش شاعر : سعدي نگردم از تو و گر خود فدا کنم سر خويش گرم قبول کني ور براني از بر خويش...
Wednesday, March 23, 2011
يار بيگانه نگيرد هر که دارد يار خويش
يار بيگانه نگيرد هر که دارد يار خويش شاعر : سعدي اي که دستي چرب داري پيشتر ديوار خويش يار بيگانه نگيرد هر که دارد...
Wednesday, March 23, 2011
به عمر خويش نديدم شبي که مرغ دلم
به عمر خويش نديدم شبي که مرغ دلم شاعر : سعدي نخواند بر گل رويت چه جاي بلبل باغ به عمر خويش نديدم شبي که مرغ دلم...
Wednesday, March 23, 2011
ساقي بده آن شراب گلرنگ
ساقي بده آن شراب گلرنگ شاعر : سعدي مطرب بزن آن نواي بر چنگ ساقي بده آن شراب گلرنگ تا کي زنم آبگينه بر سنگ ...
Wednesday, March 23, 2011
گرم بازآمدي محبوب سيم اندام سنگين دل
گرم بازآمدي محبوب سيم اندام سنگين دل شاعر : سعدي گل از خارم برآوردي و خار از پا و پا از گل گرم بازآمدي محبوب سيم...
Wednesday, March 23, 2011
مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل
مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل شاعر : سعدي که احتمال ندارم ز دوستان ورقي گل مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل...
Wednesday, March 23, 2011
جزاي آن که نگفتيم شکر روز وصال
جزاي آن که نگفتيم شکر روز وصال شاعر : سعدي شب فراق نخفتيم لاجرم ز خيال جزاي آن که نگفتيم شکر روز وصال که ديده...
Wednesday, March 23, 2011
چشم خدا بر تو اي بديع شمايل
چشم خدا بر تو اي بديع شمايل شاعر : سعدي يار من و شمع جمع و شاه قبايل چشم خدا بر تو اي بديع شمايل سرو نديدم بدين...
Wednesday, March 23, 2011