بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد
بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد شاعر : سعدي وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد...
Wednesday, March 23, 2011
رفت آن کم بر تو آبي بود
رفت آن کم بر تو آبي بود شاعر : سعدي يا سلام مرا جوابي بود رفت آن کم بر تو آبي بود هر دمي با منت عتابي بود ...
Wednesday, March 23, 2011
ياد دارم که روزگاري بود
ياد دارم که روزگاري بود شاعر : سعدي که مرا پيش غمگساري بود ياد دارم که روزگاري بود هر زمانيم کار و باري بود ...
Wednesday, March 23, 2011
خسرو من چون به بارگاه برآيد
خسرو من چون به بارگاه برآيد شاعر : سعدي نعره و فرياد از سپاه برآيد خسرو من چون به بارگاه برآيد مرد توانگر ز مال...
Wednesday, March 23, 2011
باد بهاري وزيد، از طرف مرغزار
باد بهاري وزيد، از طرف مرغزار شاعر : سعدي باز به گردون رسيد، ناله‌ي هر مرغ‌زار باد بهاري وزيد، از طرف مرغزار ...
Wednesday, March 23, 2011
ايا نسيم سحر بوي زلف يار بيار
ايا نسيم سحر بوي زلف يار بيار شاعر : سعدي قرار دل ز سر زلف بي‌قرار بيار ايا نسيم سحر بوي زلف يار بيار پيامي از...
Wednesday, March 23, 2011
اگر چه دل به کسي داد، جان ماست هنوز
اگر چه دل به کسي داد، جان ماست هنوز شاعر : سعدي به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز اگر چه دل به کسي داد، جان ماست...
Wednesday, March 23, 2011
چه درد دلست اينچه من درفتادم
چه درد دلست اينچه من درفتادم شاعر : سعدي که در دام مهر تو دلبر فتادم؟ چه درد دلست اينچه من درفتادم به دست تو...
Wednesday, March 23, 2011
من از تو هيچ نبريدم که هستي يار دلبندم
من از تو هيچ نبريدم که هستي يار دلبندم شاعر : سعدي تو را چون بنده‌اي گشتم به فرمانت کمر بندم من از تو هيچ نبريدم...
Wednesday, March 23, 2011
من اين نامه که اکنون مي‌نويسم
من اين نامه که اکنون مي‌نويسم شاعر : سعدي به آب چشم پر خون مي‌نويسم من اين نامه که اکنون مي‌نويسم نه آن سوزست...
Wednesday, March 23, 2011
دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست
دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست شاعر : سعدي چه کند کژدم هجران تو چندين نيشم دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست ...
Wednesday, March 23, 2011
بيا بيا که ز عشقت چنان پريشانم
بيا بيا که ز عشقت چنان پريشانم شاعر : سعدي که مي‌رود ز غمت بر زبان پريشانم بيا بيا که ز عشقت چنان پريشانم بيا...
Wednesday, March 23, 2011
من خسته چون ندارم، نفسي قرار بي‌تو
من خسته چون ندارم، نفسي قرار بي‌تو شاعر : سعدي به کدام دل صبوري، کنم اي نگار بي‌تو من خسته چون ندارم، نفسي قرار...
Wednesday, March 23, 2011
اي يار ناسامان من از من چرا رنجيده‌اي؟
اي يار ناسامان من از من چرا رنجيده‌اي؟ شاعر : سعدي وي درد و اي درمان من از من چرا رنجيده‌اي؟ اي يار ناسامان من از...
Wednesday, March 23, 2011
چنان خوب رويي بدان دلربايي
چنان خوب رويي بدان دلربايي شاعر : سعدي دريغت نيايد به هر کس نمايي چنان خوب رويي بدان دلربايي که در پرده باشي...
Wednesday, March 23, 2011
هر شبي با دلي و صد زاري
هر شبي با دلي و صد زاري شاعر : سعدي منم و آب چشم و بيداري هر شبي با دلي و صد زاري بس که چشمم کند گهرباري بنماندست...
Wednesday, March 23, 2011
در عهد تو اي نگار دلبند
در عهد تو اي نگار دلبند شاعر : سعدي بس عهد که بشکنند و سوگند در عهد تو اي نگار دلبند زين بيش جفا و جور مپسند...
Wednesday, March 23, 2011
مي‌ميرم و همچنان نظر بر چپ و راست
مي‌ميرم و همچنان نظر بر چپ و راست شاعر : سعدي تا آنکه نظر در او توان کرد کجاست؟ مي‌ميرم و همچنان نظر بر چپ و راست...
Wednesday, March 23, 2011
به نام خدايي که جان آفريد
به نام خدايي که جان آفريد شاعر : سعدي سخن گفتن اندر زبان آفريد به نام خدايي که جان آفريد کريم خطا بخش پوزش پذير...
Wednesday, March 23, 2011
کريم السجايا جميل الشيم
کريم السجايا جميل الشيم شاعر : سعدي نبي البرايا شفيع الامم کريم السجايا جميل الشيم امين خدا، مهبط جبرئيل امام...
Wednesday, March 23, 2011