چشمت دل پر ز تاب خواهد
چشمت دل پر ز تاب خواهد شاعر : خواجوي کرماني مستست از آن کباب خواهد چشمت دل پر ز تاب خواهد سرمست شراب ناب خواهد...
Wednesday, March 23, 2011
دلم بي وصل جانان جان نخواهد
دلم بي وصل جانان جان نخواهد شاعر : خواجوي کرماني که عاشق جان بي جانان نخواهد دلم بي وصل جانان جان نخواهد سر شوريدگان...
Wednesday, March 23, 2011
جان بر افشان اگرت صحبت جانان بايد
جان بر افشان اگرت صحبت جانان بايد شاعر : خواجوي کرماني خون دل نوش اگرت آرزوي جان بايد جان بر افشان اگرت صحبت جانان...
Wednesday, March 23, 2011
هرکه با نرگس سرمست تو در کار آيد
هرکه با نرگس سرمست تو در کار آيد شاعر : خواجوي کرماني روز وشب معتکف خانه‌ي خمار آيد هرکه با نرگس سرمست تو در کار...
Wednesday, March 23, 2011
سحر چو بوي گل از طرف مرغزار برآيد
سحر چو بوي گل از طرف مرغزار برآيد شاعر : خواجوي کرماني نواي زير و بم از جان مرغ زار برآيد سحر چو بوي گل از طرف مرغزار...
Wednesday, March 23, 2011
پيداست که از دود دم ما چه برآيد
پيداست که از دود دم ما چه برآيد شاعر : خواجوي کرماني يا خود ز وجود و عدم ما چه برآيد پيداست که از دود دم ما چه برآيد...
Wednesday, March 23, 2011
بسالي کي چنان ماهي برآيد
بسالي کي چنان ماهي برآيد شاعر : خواجوي کرماني وگر آيد ز خرگاهي برآيد بسالي کي چنان ماهي برآيد کجا از تيره شب...
Wednesday, March 23, 2011
گوئي بت من چون ز شبستان بدر آيد
گوئي بت من چون ز شبستان بدر آيد شاعر : خواجوي کرماني حوريست که از روضه‌ي رضوان بدر آيد گوئي بت من چون ز شبستان بدر...
Wednesday, March 23, 2011
به خشم رفته‌ي ما گر به صلح باز آيد
به خشم رفته‌ي ما گر به صلح باز آيد شاعر : خواجوي کرماني سعادت ابدي از درم فراز آيد به خشم رفته‌ي ما گر به صلح باز...
Wednesday, March 23, 2011
بلبل دلشده از گل به چه رو باز آيد
بلبل دلشده از گل به چه رو باز آيد شاعر : خواجوي کرماني که دلش هر نفس از شوق بپرواز آيد بلبل دلشده از گل به چه رو...
Wednesday, March 23, 2011
عشقست که چون پرده ز رخ باز گشايد
عشقست که چون پرده ز رخ باز گشايد شاعر : خواجوي کرماني در ديده‌ي صاحب‌نظران حسن نمايد عشقست که چون پرده ز رخ باز...
Wednesday, March 23, 2011
چون برقع شبرنگ ز عارض بگشايد
چون برقع شبرنگ ز عارض بگشايد شاعر : خواجوي کرماني از تيره شبم صبح درخشان بنمايد چون برقع شبرنگ ز عارض بگشايد ...
Wednesday, March 23, 2011
نسيم باد صبا چون ز بوستان آيد
نسيم باد صبا چون ز بوستان آيد شاعر : خواجوي کرماني مرا ز نکهت او بوي دوستان آيد نسيم باد صبا چون ز بوستان آيد ...
Wednesday, March 23, 2011
يا رب اين هدهد ميمون ز کجا مي‌آيد
يا رب اين هدهد ميمون ز کجا مي‌آيد شاعر : خواجوي کرماني ظاهر آنست که از سوي سبا مي‌آيد يا رب اين هدهد ميمون ز کجا...
Wednesday, March 23, 2011
گلي به رنگ تو از غنچه بر نمي‌آيد
گلي به رنگ تو از غنچه بر نمي‌آيد شاعر : خواجوي کرماني بتي بنقش تو از چين بدر نمي‌آيد گلي به رنگ تو از غنچه بر نمي‌آيد...
Wednesday, March 23, 2011
اين چه بادست که از سوي چمن مي‌آيد
اين چه بادست که از سوي چمن مي‌آيد شاعر : خواجوي کرماني وين چه خاکست کزو بوي سمن مي‌آيد اين چه بادست که از سوي چمن...
Wednesday, March 23, 2011
کدام دل که ز دوري به جان نمي‌آيد
کدام دل که ز دوري به جان نمي‌آيد شاعر : خواجوي کرماني کدام جان که ز غم در فغان نمي‌آيد کدام دل که ز دوري به جان...
Wednesday, March 23, 2011
مرا دليست که تا جان برون نمي‌آيد
مرا دليست که تا جان برون نمي‌آيد شاعر : خواجوي کرماني تاب طره جانان برون نمي‌آيد مرا دليست که تا جان برون نمي‌آيد...
Wednesday, March 23, 2011
ناله‌ئي کان ز دل چنگ برون مي‌آيد
ناله‌ئي کان ز دل چنگ برون مي‌آيد شاعر : خواجوي کرماني گر بداني ز دل سنگ برون مي‌آيد ناله‌ئي کان ز دل چنگ برون مي‌آيد...
Wednesday, March 23, 2011
کسي را از تو کامي برنيايد
کسي را از تو کامي برنيايد شاعر : خواجوي کرماني که اين از دست عامي برنيايد کسي را از تو کامي برنيايد که از لعل...
Wednesday, March 23, 2011