مهي چون او به ماهي برنيايد
مهي چون او به ماهي برنيايد شاعر : خواجوي کرماني شهي ز انسان بگاهي برنيايد مهي چون او به ماهي برنيايد هندوستان...
Wednesday, March 23, 2011
در پاي تو هرکس که سر انداز نيايد
در پاي تو هرکس که سر انداز نيايد شاعر : خواجوي کرماني چون هندوي زلف تو سرافراز نيايد در پاي تو هرکس که سر انداز...
Wednesday, March 23, 2011
جز ناله کسي مونس و دمساز نيايد
جز ناله کسي مونس و دمساز نيايد شاعر : خواجوي کرماني جز سايه کسي همره و همراز نيايد جز ناله کسي مونس و دمساز نيايد...
Wednesday, March 23, 2011
به مهر روي تو در آفتاب نتوان ديد
به مهر روي تو در آفتاب نتوان ديد شاعر : خواجوي کرماني ببوي زلف تودر مشک ناب نتوان ديد به مهر روي تو در آفتاب نتوان...
Wednesday, March 23, 2011
وهم بسي رفت و مکانش نديد
وهم بسي رفت و مکانش نديد شاعر : خواجوي کرماني فکر بسي گشت و نشانش نديد وهم بسي رفت و مکانش نديد غرقه‌ي خون گشت...
Wednesday, March 23, 2011
صبح چون گلشن جمال تو ديد
صبح چون گلشن جمال تو ديد شاعر : خواجوي کرماني برعروسان بوستان خنديد صبح چون گلشن جمال تو ديد از لبم آب زندگاني...
Wednesday, March 23, 2011
جادوئي چون نرگس مستت به بيماري که ديد
جادوئي چون نرگس مستت به بيماري که ديد شاعر : خواجوي کرماني هندوئي چون طره‌ي پستت بطراري که ديد جادوئي چون نرگس مستت...
Wednesday, March 23, 2011
مستم ز در خانه‌ي خمار برآريد
مستم ز در خانه‌ي خمار برآريد شاعر : خواجوي کرماني و آشفته و شوريده ببازار برآريد مستم ز در خانه‌ي خمار برآريد ...
Wednesday, March 23, 2011
سبزه پيرامن سرچشمه‌ي نوشش نگريد
سبزه پيرامن سرچشمه‌ي نوشش نگريد شاعر : خواجوي کرماني شبه بر گوشه‌ي ياقوت خموشش نگريد سبزه پيرامن سرچشمه‌ي نوشش نگريد...
Wednesday, March 23, 2011
آخر از سوز دل شبهاي من ياد آوريد
آخر از سوز دل شبهاي من ياد آوريد شاعر : خواجوي کرماني همچو شمعم در ميان انجمن ياد آوريد آخر از سوز دل شبهاي من ياد...
Wednesday, March 23, 2011
دوش چون موکب سلطان خيالش برسيد
دوش چون موکب سلطان خيالش برسيد شاعر : خواجوي کرماني اشکم از ديده روان تا سر راهش بدويد دوش چون موکب سلطان خيالش...
Wednesday, March 23, 2011
حديث شمع از پروانه پرسيد
حديث شمع از پروانه پرسيد شاعر : خواجوي کرماني نشان گنج از ويرانه پرسيد حديث شمع از پروانه پرسيد پريشاني زلف از...
Wednesday, March 23, 2011
سخن يار ز اغيار ببايد پوشيد
سخن يار ز اغيار ببايد پوشيد شاعر : خواجوي کرماني قصه‌ي مست ز هشيار ببايد پوشيد سخن يار ز اغيار ببايد پوشيد کان...
Wednesday, March 23, 2011
همچو شمعم بشبستان حرم ياد کنيد
همچو شمعم بشبستان حرم ياد کنيد شاعر : خواجوي کرماني يا چو مرغم بگلستان ارم ياد کنيد همچو شمعم بشبستان حرم ياد کنيد...
Wednesday, March 23, 2011
آن شکر لب که نباتش ز شکر مي‌رويد
آن شکر لب که نباتش ز شکر مي‌رويد شاعر : خواجوي کرماني از سمن برگ رخش سنبل تر مي‌رويد آن شکر لب که نباتش ز شکر مي‌رويد...
Wednesday, March 23, 2011
کيست که با من حديث يار بگويد
کيست که با من حديث يار بگويد شاعر : خواجوي کرماني بهر دلم حال آن نگار بگويد کيست که با من حديث يار بگويد وصف...
Wednesday, March 23, 2011
ز شهريار که آيد که حال يار بگويد
ز شهريار که آيد که حال يار بگويد شاعر : خواجوي کرماني رسد به بنده و رمزي ز شهريار بگويد ز شهريار که آيد که حال يار...
Wednesday, March 23, 2011
مرغ جم باز حديثي ز سبا مي‌گويد
مرغ جم باز حديثي ز سبا مي‌گويد شاعر : خواجوي کرماني بشنو آخر که ز بلقيس چها مي‌گويد مرغ جم باز حديثي ز سبا مي‌گويد...
Wednesday, March 23, 2011
دست گيريد و بدستم مي گلفام دهيد
دست گيريد و بدستم مي گلفام دهيد شاعر : خواجوي کرماني باده‌ي پخته بدين سوخته‌ي خام دهيد دست گيريد و بدستم مي گلفام...
Wednesday, March 23, 2011
اي پرده سرايان که درين پرده سرائيد
اي پرده سرايان که درين پرده سرائيد شاعر : خواجوي کرماني از پرده برون شد دلم آخر بسرآئيد اي پرده سرايان که درين پرده...
Wednesday, March 23, 2011