خدا را از سر زاري بگوئيد
خدا را از سر زاري بگوئيد شاعر : خواجوي کرماني که آخر ترک بيزاري بگوئيد خدا را از سر زاري بگوئيد به مسکين حالي...
Wednesday, March 23, 2011
اي پير مغان شربتم از درد مغان آر
اي پير مغان شربتم از درد مغان آر شاعر : خواجوي کرماني وز درد من خسته مغانرا بفغان آر اي پير مغان شربتم از درد مغان...
Wednesday, March 23, 2011
زهي تاري ز زلفت مشگ تاتار
زهي تاري ز زلفت مشگ تاتار شاعر : خواجوي کرماني گل روي تو برده آب گلنار زهي تاري ز زلفت مشگ تاتار نمي‌بايد نمودن...
Wednesday, March 23, 2011
مسيح وقتي ازين خسته دم دريغ مدار
مسيح وقتي ازين خسته دم دريغ مدار شاعر : خواجوي کرماني ز پا در آمدم از من قدم دريغ مدار مسيح وقتي ازين خسته دم دريغ...
Wednesday, March 23, 2011
مرا زمانه ز بي مهري از تو دور افکند
مرا زمانه ز بي مهري از تو دور افکند شاعر : خواجوي کرماني زهي زمانه‌ي بد مهر و چرخ کژ رفتار مرا زمانه ز بي مهري از...
Wednesday, March 23, 2011
برو اي خواجه و شه را بگدا باز گذار
برو اي خواجه و شه را بگدا باز گذار شاعر : خواجوي کرماني مهرباني کن و مه را بسها باز گذار برو اي خواجه و شه را بگدا...
Wednesday, March 23, 2011
طره بفشان و مرا بيش پريشان مگذار
طره بفشان و مرا بيش پريشان مگذار شاعر : خواجوي کرماني پرده بگشاي و مرا بسته هجران مگذار طره بفشان و مرا بيش پريشان...
Wednesday, March 23, 2011
بجز نسيم که يابد نصيبي از گلزار
بجز نسيم که يابد نصيبي از گلزار شاعر : خواجوي کرماني که يک گلست در اين باغ و عندليب هزار بجز نسيم که يابد نصيبي...
Wednesday, March 23, 2011
چو هست قرب حقيقي چه غم ز بعد مزار
چو هست قرب حقيقي چه غم ز بعد مزار شاعر : خواجوي کرماني نظر بقربت يارست ني بقرب ديار چو هست قرب حقيقي چه غم ز بعد...
Wednesday, March 23, 2011
ماه يا جنتست يا رخسار
ماه يا جنتست يا رخسار شاعر : خواجوي کرماني شهد يا شکرست يا گفتار ماه يا جنتست يا رخسار صيد آن آهوان مردمدار ...
Wednesday, March 23, 2011
اي نغمه‌ي خوشت دم داود را شعار
اي نغمه‌ي خوشت دم داود را شعار شاعر : خواجوي کرماني وي عندليب را نفست کرده شرمسار اي نغمه‌ي خوشت دم داود را شعار...
Wednesday, March 23, 2011
سبحان من يسبحه الرمل في القفار
سبحان من يسبحه الرمل في القفار شاعر : خواجوي کرماني سبحان من تقدسه الحوت في البحار سبحان من يسبحه الرمل في القفار...
Wednesday, March 23, 2011
قلم گرفتم و مي‌خواستم که بر طومار
قلم گرفتم و مي‌خواستم که بر طومار شاعر : خواجوي کرماني تحيتي بنويسم بسوي يار و ديار قلم گرفتم و مي‌خواستم که بر...
Wednesday, March 23, 2011
منم ز مهر رخت روي کرده در ديوار
منم ز مهر رخت روي کرده در ديوار شاعر : خواجوي کرماني چو سايه بر رهت افتاده زير ديوار منم ز مهر رخت روي کرده در ديوار...
Wednesday, March 23, 2011
اي خوش وصل يار و فصل بهار
اي خوش وصل يار و فصل بهار شاعر : خواجوي کرماني نغمه‌ي بلبل و گل و گلزار اي خوش وصل يار و فصل بهار لب ساقي و جام...
Wednesday, March 23, 2011
حبذا پاي گل و صبحدم و فصل بهار
حبذا پاي گل و صبحدم و فصل بهار شاعر : خواجوي کرماني باده در دست و هوا در سر و لب بر لب يار حبذا پاي گل و صبحدم و...
Wednesday, March 23, 2011
مائيم و عشق و کنج خرابات و روي يار
مائيم و عشق و کنج خرابات و روي يار شاعر : خواجوي کرماني ساقي ز جام لعل لبت باده‌ئي بيار مائيم و عشق و کنج خرابات...
Wednesday, March 23, 2011
آشناي تو ز بيگانه و خويشش چه خبر
آشناي تو ز بيگانه و خويشش چه خبر شاعر : خواجوي کرماني و آنکه قربان رهت گشت ز کيشش چه خبر آشناي تو ز بيگانه و خويشش...
Wednesday, March 23, 2011
ما را ز پرده‌ي تو دل از پرده شد بدر
ما را ز پرده‌ي تو دل از پرده شد بدر شاعر : خواجوي کرماني بردار پرده‌اي ز پس پرده پرده در ما را ز پرده‌ي تو دل از...
Wednesday, March 23, 2011
اي دل ار سوداي جانان داري از جان درگذر
اي دل ار سوداي جانان داري از جان درگذر شاعر : خواجوي کرماني ور دل از جان بر نمي‌گيري ز جانان درگذر اي دل ار سوداي...
Wednesday, March 23, 2011