The current route :
تروریسم به روایت حقیقت؛ ایستادگی ایران در برابر سیاستهای دوگانه غرب
برای شکایت علیه پزشک به کجا باید مراجعه کرد و چه کرد؟
مسئولیت حقوقی آسیب به خودرو در پارکینگ عمومی
رونمایی از نسخه بدون سانسور زندگی: اعترافات ما در دادگاه قیامت
کدام مسیرهای قطار رجا بیشترین مسافر را دارند؟
هجرت قرآنی: راهنمای اخلاق و عمل در دنیای امروز
اتحاد مقدس؛ سپر پولادین ملت ایران در برابر توطئههای دشمن
پنج وسوسه بزرگ شیطان و چگونگی مقابله با آنها: از بهشت تا دنیای امروز
آیت الکرسـی در خوشنویسـی
نفوذ با حربه دلسوزی برای مردم
متن کامل سوره یس با خط درشت + صوت و ترجمه
نحوه خواندن نماز والدین
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
اقدامات مهم و اورژانسی پس از چنگ زدن گربه
نماز استغاثه امام زمان (عج) را چگونه بخوانیم؟
متن کامل زیارتنامه امام رضا علیه السلام + صوت و ترجمه
پیش شماره شهر های استان گیلان
بهترین دعاها برای ختم به خیر شدن معامله کداماند؟
پیش شماره شهر های استان تهران

شاعر برقي
ترول تصميمش را گرفته بود، ديگر نمي خواست تجربه ناموفق ساخت روبات محاسبه گر را تکرار کند. يک روبات هشت طبقه که علي رغم زحمات ترول فقط از پس انجام يک عمليات ساده بر مي آمد: جمع بستن دو با دو، و اغلب حتي...

پايان چخوفي
پدرم 86 سالش است. قلبش همين قدر سن دارد و بعضي کار ها ديگر انجام نمي دهد. مغزش را هنوز با برق ذکاوت روشن مي کند اما به پاهايش جان نمي دهد که وزن بدنش را اينجا و آنجاي خانه بکشند. برخلاف استعماره هاي من،...

طلبگي در سنه 1250
در سال اول طلبگي بسيار به من و رفيق که در خورد و خوراک يکي بوديم سخت و تلخ گذشت، به حدي که پوست خربزه هايي را که بيرون انداخته بودند، صبح ساعت چهار مخفيانه برمي داشتيم و معاش مي کرديم. شد که سه شبانه روز...

يك ستون خالي!
ماجرا از يك مدرسه راهنمايي آغاز ميشود. آقاي صبوري، مربي امور پرورشي از دانشآموزان خواسته تا در يك مسابقه روزنامه ديواري شكرت كنند. اين مسابقه كه به مناسبت هفته كارگر برگزار شده .. دچار گروه انجام ميشود....

كارگرهاي كوچك
همه نوشته بودند. به جز من و خواهرم سارا. وقتي خانم سجادي به كلاس آمد، گفت: دفترهاي انشا، روي ميز. بچهها با سر و صدا دفترهايشان را روي ميز گذاشتند. خانم معلم، زهرا را صدا زد. او پاي تخته سياه رفت و انشايش...

احترام به کارگر
+ آقا لطفاً زود باش. اين چه وضع كاركردنه؟ الان مهمونا از راه ميرسن.
ـ خانم محترم چشم. من از وقتي اومدم دارم ميشورم و ميسابم.
+ اوه، يك كلمه گفتم زود باش. تازه قرار نيست كه من كارها رو بكنم. پس شما...

بهترين خانه دنيا
من، مهدي، مامان و بابا، در خانه كوچك و زيبايي زندگي ميكنيم. من و مهدي صبحهاي زود از خواب بيدار ميشويم. بابا به ما نماز خواندن ياد داده. صبحها با بابا و مامان نماز ميخوانيم. قبل از مدرسه صبحانه ميخوريم...

روز كارگر
از كنار خيابان رد كه ميشوم، به مغازههاي طلا و نقره فروشي نگاه ميكنم. چه برقي ميزند طلاهاي توي ويترين. مثل خورشيد ميدرخشند. چه نگينهاي قشنگي دارند اين انگشترهاي نقره. اين نگين آبي را ميشناسم. مثل...

از جنس واژههاي فارسي
ميخروشد مثل آفتاب، آن زمان كه خورشيد، قطرههاي مذابش را، بوسه ميدهد به برگهاي تازه روييده بهار. ميخروشد مثل رنگينكمان، آن زمان كه پلي ميرويد از دستهاي آسمان، پلي كه ميشكفد در چشمهاي عابران خيابان...

تكرار تاريخ (شكست نظامی امريكا به ايران در طبس)
در جنگ تحميلي و واقعه طبس، امكانات و تجهيزات و نفرات كمي داشتيم، اما چون با خداوند بوديم، خداوند پشتيبان ما بود. در حادثه طبس، امريكا قصد داشت با امكانات جنگي و نظامي، يك شبه به تهران حمله كند و دوباره...